تبليغاتX
باور
آزادی نه دادنی است و نه گرفتنی . آزادی یاد گرفتنی است . ( مهندس بازرگان )

سید احمد افجه ای

گویند معلمی شغل انبیاست پس برای معلم شدن باید به صفات انبیا متصف شد. اگر بخواهیم از خصوصیات زنده یاد ید الله سحابی بگوییم ، می توان کتابی تهیه کرد ولی شاید بهترین توصیف برای وی چنین باشد: معلم به معنای واقعی کلمه. معلمی که نه تنها در زمان خود خدمات ارزنده ای ارائه کرد بلکه بعد از درگذشت خود باقیات الصالحاتی به جای گذاشت که تا سالهای سال موکد نقش برجسته معلمی ایشان خواهد بود. انتشار کتاب زمین شتاسی عمومی(1331) تاسیس موسسه فرهنگی اخلاق (1335) تاسیس شرکت سهامی انتشار (1337) تاسیس نهضت آزادی ایران (1340) انتشار کتاب سنگ شناسی(1342) انتشار کتاب خلقت انسان (1346) انتشار کتاب خلفت انسان در بیان قرآن(1365) تاسیس دبیرستان کوثر (1369) اینها همه گوشه ای از خدمات آن مرحوم است و البته فرزندانی از ایشان که خود بهترین باقیات الصالحات هستند.

نگاهی گذرا به زندگی وسختی امر تحصیل در زمان نوجوانی و جوانی ایشان به ما ثابت می کند که او انسانی خودساخته بود که این خود درسی بزرگ برای جوانان امروز است که وسایل تحصیل برای آنان بسیار سهل الوصول تر است چون تلاش و همت و سختکوشی تک تک افراد است که راهگشای ترقی و پیشرفت فردی و اجتماعی است و این درسی بزرگ از معلمی همچون سحابی است و چه بسیارند دروسی که باید از ایشان آموخت.

وی ، استبداد و فرهنگ استبداد را بزرگترین عامل بازدارنده در امر توسعه و پیشرفت ایران می دانست و برای مبارزه با این امر نه دست به اسلحه برد و نه به خشونت متوسل شد، او به حق تمرکز خود را معطوف به امر آموزش کرد و بدون هیچ واهمه و لغزش تا آخرین لحظه عمر پر برکت خود از این مهم دست برنداشت.

مرحوم طالقانی در توصیف دکتر سحابی گفت: "من مدت زیادی را در قم و نجف گذراندم و افراد پارسا و شب زنده دار زیادی را دیدم که از هر لحاظ نمونه بودند، ولی می توانم بگویم شخصی همانند ایشان ندیده ام."

آری او متصف به صفات انبیا بود.

منبع: میزان

    در ساعت 23:36 | لینک  | 

 

مجتبی خندان 

 

وارد قبرستان امامزاده عبدالله که شدیم همان هایی را دیدم که دیروز عصر جلوی ارشاد در کنار سه تا جی ال اکس در حال حرف زدن بودند. در کناری ایستاده بودند و مثل دیروز مشغول صحبت و البته خنده بودند. به دنبال قبری می گشتیم که دورش شلوغ باشد. پیدا کردیم . انتهای آن قبرستان خوش آب و هوا بود. شلوغ نبود. مهندس سحابی و دکتر صدر کنار قبر دکتر سحابی نشسته بودند و حدود بیست و چند نفر در اطراف آن ها بودند. وقتی چهره ی فیلم بردار که در میان جمعیت با سه پایه در حال فیلمبرداری بود را دیدم متوجه شدم همکار دیگرش در طرف دیگر در حال فیلمبرداری است . تغییر لحظه به لحظه ی موقعیت ها و چرخش آن به آن دوربین نشان می داد که در حال تصویر بردای از چهره هاست. علی گفت برگشتیم به سال 73 یا 74 و آن برخورد ها . کم کم جمعیت زیاد می شد . متوجه شدم فیلمبردار دوم که خیلی تکنیکی دوربین رو دست فیلمبرداری می کرد در حال زوم کردن و گرفتن از من است. جلو که رفتم سلام کرد دست داد و صحبت کردیم و شوخی کردم و خندیدیم و قرار شد فیلم میکس شده ی امروز را برایم بفرستد ! پلیس امنیت هم اطراف ما بود. که البته به همراه دوستان اطلاعاتی شان هم چای خوردند و هم شیرینی و خرما. فکر کنم فاتحه هم خواندند ! همه جمع شدند دور مهندس سحابی که روی یک بلندی برای همه صحبت می کرد .  فیلم بردار اصلی دقیقا آمده بود جلوی مهندس . مهندس سحابی هم گفت از طرف من بروید به مسئولانتان بگویید برای ما که شاید  40 نفر هم نشویم و همه ی ما را هم می شناسید و به همین تعداد نیرو فرستاده اید و کلی وقت و انرژی و توانتان را هزینه کرده اید پس دفاع از مرزها و حمله ی دشمنان را چه می کنید ؟ پس چه کسانی به تورم و عدالت و مسائل جاری و اجتماعی می پردازند ؟  به جای این کارها و حساسیت ها به مسائل مهم تر برسید . در حال رفتن بودیم که صدایی پشت سرم گفت از مرده اش هم می ترسند . . ..             

    در ساعت 0:51 | لینک  | 

 سخن

  مهندس امیر خرم      

                            

  سخن گفتن از حقوق مجرمان در سرزميني كه مردم عادي نيز از حقوق قانوني خود چندان برخوردار نيستند، آسان نيست. شايد از نگاه برخي بهتر آن باشد كه ابتدا در جهت تحكيم و تثبيت حقوق شهروندي مردم عادي تلاش گردد، سپس به حقوق مجرمان و قانون‌شكنان پرداخته شود. اما آنچه نگارنده قصد پرداختن به آن را دارد، تشريح وضعيت مجرماني است كه هنوز چندان از دوران كودكي خود فاصله نگرفته‌اند و پيش از آنكه حتي دوران ميانسالي را تجربه كنند، قلبشان از تپش باز مي‌ايستد. همين چند روز پيش در اخبار آمده بود كه . . . . .


ادامه مطلب
    در ساعت 0:13 | لینک  | 

 

پویان فخرایی

 نمی دانم آیا به سوی  چهره ی جدیدی از جهان می رویم یا روند این اتفاقات حال حاضر بسیار عادی و قابل پیش بینی است؟ وقتی به چهره ی جدید جهان می نگریم، تغییراتی محسوس قابل مشاهده است ولی انتهای این تغییرات کجاست؛ الله اعلم.

اتفاقاتی که مرا به این سوالات رهنمون کرد سه اتفاق مهم در انتخاباتهای دنیا است؛ یکی نتایج انتخابات مالزی و پاکستان، دومی انتخابات جاری در زیمباوه و سومی اتفاقات در اردوگاه دموکراتهای آمریکایی است و من قصد دارم . . . . . . . . .


ادامه مطلب
    در ساعت 1:39 | لینک  | 

 

  مهندس امیر خرم

. . . و بهار آمده است

تا درختان را سبزینه پوش کند

و کدورت را از دلها بزداید

و مرگ قندیل ها را به انتظار نشیند

در سرزمینی که

مرگ صنوبرانش حادثه نیست

و برگ ریز درختانش

جز تفنن کودکانه ای، شاید

با مردمانی که دیریست دستانشان را از برای فشردن هیچ دستی

از بغل هاشان بیرون نیاورده اند

و قندیل هایی که صد سال . . . . .

*

*

ای کاش آموخته بودیم عاشقانه زیستن را

زیرا آنان که عاشقانه نزیسته اند، عاشقانه مردن را نیز نتوانند

ای کاش باور داشتیم آفتاب را و تابش هر روزه اش را که بی دریغ است

و ایمان داشتیم به رویش دوباره هر دانه ای، بذری، جوانه ای

ای کاش می دانستیم چگونه بودن را

تا شاید چگونه شدن را خود بر می گزیدیم

*

و آن گاه بهار را شایسته میزبانی می شدیم

 

 

خرم – بهار 87

    در ساعت 17:39 | لینک  |